چهار شنبه ساعت ۱۳:۳۰

کارگردان: کمال تبریزی
بازيگران: حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري، رضا كيانيان، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني ،صبا کمالی ، حبیب الله حداد ، سیاوش چراغی پور ، شبنم مقدمی ، مژگان جودی ، هنگامه صالحی ، امیر زمستانی
......................................................
ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:
فیلمنامه: کمال تبریزی، رضا مقصودی و حبیب رضایی (بر اساس داستان های کوتاه سیدمهدی شجاعی)
تهیه کننده: محسن علی اکبری
مدیر فیلمبرداری: بهرام بدخشانی
طراح صحنه و لباس: محسن شاه ابراهیمی
طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری
صدابردار: بهمن اردلان
مجری طرح: مازیار میری
مدیر جلوه های ویژه: علاءالدین پژهان
دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: مانفرد اسماعیلی
......................................................
خلاصه داستان: اميد و مريم مثل خيلي از زوجهاي امروز، به قدري درگير روزمره گي و فشارهاي كاري و اجتماعي هستند كه نكات و لحظات بسيار ارزشمند و غيرقابل بازگشت زندگي زناشويي خود را كاملاً از ياد برده اند و مصرانه تصميم گرفته اند از هم جدا شوند. غافل از اينكه اگر كمي به سلايق و علايق يكديگر احترام بگذارند مي توانند مثل پدر و مادر مريم كه اتفاقاً در همسايگي آنان هم زندگي مي كنند، حتي دعوا مي كنند اما چند ثانيه بعد دوباره به جريان عادي و پر از احترام زندگي خود برمي گردند. چون معتقدند اگر دعوا نمك زندگيست و اجتناب ناپذير، اما قهر سم زندگيست و كاملاً قابل كنترل. جامعه امروز هر چند داراي نگاه هاي شريف و انساني هم هست، اما به علت سرعت بيش از حد زندگي، فرصت تأمل و توجه به آدمهاي آسيب ديده و تنها را ندارد. با هم بودن بزرگترين سلاح و محافظ انسانهاست در برابر سختيها و تنهايي ها و سوء تفاهمات. در طول قصه مي بينيم كه نگاه جامعه بر آدمهايي كه قادر به ادامه زندگي مشترك خود نيستند، نگاهي انتقاديست و آدمهاي تنها شده فرصت ايجاد سوء تفاهمات را براي ديگران بيشتر ايجاد مي كنند. در طول فيلم با يك ذره بين نكات ظريف و گاه نديده گرفته شده ايي كه روابط زن و مرد در جامعه و محيط پيرامون با دقت طنز بيشتري نمايش داده ميشود و آينه اي در مقابل آدمها قرار مي گيرد. تا با كمي بزرگ نمايي همگي به احترام و حرمت نگه داشتن به يكديگر دعوت شوند. طنز ظريف و عميقي كه سعي شده در صحنه هاي فيلم پيش بيني شود باعث مي شود تلخي حقيقت روابط آدمها بهتر منتقل گردد.
......................................................
يادداشت: « همیشه پای یک زن در میان است » پس از « یک تکه نان » (1383) جدیدترین ساخته کمال تبریزی در مقام کارگردان است. تبریزی پس از این فیلم، "پاداش" را ساخت.
......................................................
سال ساخت: 1386
سال اکران: 1387 - (9 مرداد)
سينماهاي نمايش دهنده: قدس، صحرا، ماندانا، اریکه ایرانیان، پیروزی، بهمن، شاهد، عصر جدید 2، پارس، ملت، جوان، کارون، پایتخت، مرکزی و تهران
فروش: 891 ميليون تومان
قاصدک
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز یاری و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی باکس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک !
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع
شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .

